السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
81
سيره معصومان ( فارسي )
متعلق به خودم نيست سوار نمىشوم . آنگاه آن شتر را به بهايى كه ابو بكر خريده بود ، از وى خريد . از ابن ابى رافع پرسيدند : آيا رسول خدا ( ص ) پولى براى خريد شتر داشت ؟ او پاسخ داد : او از مال خديجه در چنين مواقعى خرج مىكرد . آن حضرت با همين مال وام بدهكار را مىپرداخت و اسير را آزاد مىكرد و به عاجز كمك مىرساند و در دشواريها از اين مال استفاده مىكرد و به ياران تنگدست خويش در زمانى كه در مكه بود نيز از همين مال انفاق مىكرد و به كسانى كه قصد هجرت داشتند ، كمك مىكرد . خديجه در زمستان و تابستان گلهاى شتر داشت . او توانگرترين قريش بود و آن حضرت در زمان حيات خديجه ، هر چقدر مىخواست از ثروت او انفاق مىكرد و پس از وفات آن بانوى بزرگوار ، آن حضرت و فرزندانش وارث ثروت او شدند . سپس پيغمبر ( ص ) در مورد حفظ ذمه و اداى امانتش به على ( ع ) سفارشها كرد . قريش در زمان جاهليت محمد ( ص ) را امين مىخواندند و اموال خود را در نزد او به امانت مىسپردند . همچنين كسانى كه در موسم حج به مكه مىآمدند اموال خود را به آن حضرت امانت مىدادند . اين وضع در زمانى كه پيامبر ( ص ) به نبوت مبعوث شد نيز ادامه داشت . آن حضرت به على فرمود كه در ابطح منادىاى بگمارد تا هر صبح و شام بانگ برآورد كه هر كس امانتى نزد محمد دارد بيايد آن را بستاند ، و به على گفت : تا زمانى كه نزد من بيايى كفار را بر تو دسترس نيست و امانتها را پيش ديدگان مردم به صاحبانشان تسليم كن . من تو را جانشين خود بر دخترم فاطمه قرار دادم و پروردگارم را بر شما دو تن جانشين كردم . همچنين آن حضرت به على ( ع ) امر كرد كه شترانى براى او و فواطم و كسانى كه از بنى هاشم و ديگران خواستار هجرت به مدينه هستند ، بخرد و چون تمام فرمانهاى مرا به جاى آوردى در انديشهء هجرت به سوى خدا و رسولش باش و منتظر بمان تا نامهام به تو برسد و پس از اين كه نامهام به دست تو رسيد درنگ روا مدار . پيغمبر ( ص ) سه شب در غار ثور اقامت گزيد . در اين باره على ( ع ) چنين سروده است : وقيت بنفسى خير من وطئ الحصى * و من طاف بالبيت العتيق و الحجر « 175 » محمد لما خاف ان يمكروا به * فوقاه ربى ذو الجلال من المكر « 176 » و بت اراعيهم متى ينشروننى * و قد وطنت نفسى على القتل و الاسر « 177 » و بات رسول اللّه فى الغار آمنا * هناك و فى حفظ الاله و فى ستر « 178 »
--> ( 175 ) من با جان خود بهترين كسى را كه بر روى زمين گام نهاده و نيكوترين كسى كه خانهء خدا و حجر اسماعيل را طواف كرده ، محافظت كردم . ( 176 ) محمد چون ترسيد كه كافران بر او نيرنگ زنند ، پروردگار قوى شوكتم او را از نيرنگها محافظت فرمود . ( 177 ) من در بستر وى خفتم و در انتظار آنان بود كه چه وقت بر من هجوم مىآورند در حالى كه خود را براى مرگ و اسارت آماده كرده بودم . ( 178 ) رسول خدا ايمن و آسوده و در پناه خدا و محافظت او در غار به سر برد .